تبلیغات
علم اعداد
خانه درباره من مقدمه آموزش مجازی محاسبه عدد تقدیری وبلاگ تماس با ما
علم اعداد
تاریخ تولد ما اتفاقی نیست، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از اوضاع و شرایط مشخص است
انتخاب نام مناسب برای کودک

مطلب زیر نجات کودکی را مطرح می کند که با انتخاب یک نام مناسب بطور معجزه آسا از مرگ نجات یافت.

سیندی در 28 هفتگی حاملگی اش بود که متوجه شد قلب پسرش بزرگتر از حد معمول است. به همین دلیل، زمانیکه بدنیا بیاید نیاز شدید به اکسیژن خواهد داشت. دکتر مربوطه می دانست که زنده ماندن کودکانی با چنین شرایط؛ امکانپذیر نیست و تا بحال هیچیک از کودکانی که چنین شرایطی را داشته اند، زنده نمانده اند.

با اینحال، تیم پزشکان تصمیم گرفتند تا تمام توان خود را برای حفظ و زنده نگه داشتن این کودک بکار گیرند تا شانس زنده ماندن به این کودک بدهند.

در اولین ملاقات با دکتر؛ دکتر پرسید : "چه نامی را برای پسرتان در نظر گرفته اید؟"

چه نامی؟ این مطلب تلنگری به سیندی بود. چراکه او تا به آنروز در فکر انتخاب نام نبود.

دکتر منظور خود را چنین توضیح داد : " ما به این نتیجه رسیده ایم که وقتی اصرار داریم کودکمان برای سلامتی اش بجنگد، اگر کودکمان را با نام مناسب صدا بزنیم، حتی قبل از اینکه بدنیا آمده باشند، در برابر عوامل مقاوم تر خواهند بود.

" و بدین ترتیب کارنی پسر سیندی زنده ماند. این پرسش برای مردم پیش آمده بود : "چه مطلب حیرت انگیزی در این نام وجود داشت؟" سیندی جواب داد : "برای ما همه چیز بود. ما یک نام قوی انتخاب کردیم و کارنی زنده ماند."

در واقع، با انتخاب نام مناسب؛ کارنی به جنگیدن ترغیب شد!

نام کارنی به کودک مسیر خاصی را نشان داد. اما مهمتر از آن، خانواده کارنی بودند.

آنها برای کودکشان نامی را انتخاب کردند که برای او سلامتی، قدرت و ارتعاشات انرژی را به ارمغان آورد تا به کارنی کمک کند و او را نجات دهد

انتخاب نام درست برای کودک تصمیم بسیار مهمی است. نام،یکی از عوامل تاثیر گذار در طول زندگی کودک شما می باشد که دارای نقش مهمی در طی کردن طول مسیر زندگی می باشد

مطمئین باشید که پس از مطالعه تفسیر نام درخواست شده، شما از موارد زیر آگاه خواهید شد :

  • از صفات و خصوصیات شخصی خود آگاه می شوید و اینکه چرا راه حل انجام کاری به گونه ای خاص انتخاب می کنید، را متوجه می شوید.
  • از نیروهای قدرتمندی که زندگی شما را شکل می دهند، پی می برید.
  • از نحوه چگونگی تغییر مسیر آینده خود که با نفوذ و تاثیر بیشتری زندگی را شروع کنید، آگاهی می یابید.
  • پیدا می کنید که چه کنید تا بالاترین پتانسیل خود را پیدا نشان دهید.
  • می بینید که چرا با بعضی افراد راحتتر و بهتر برخورد می کنید تا برخی دیگر.
  • متوجه می شوید که چگونه کنترل بیشتری بر روی سلامتی، ارتباطات و موفقیت مالی خود داشته باشید.

حتی اگر به نام کودک نیاز ندارید، نسبت به دانستن تفسیر نام خود و اطرافیان و یا نام تجاری که می خواهید کسب و حرفه ای را شروع کنید، اقدام نمائید. خوشحال می شویم شما را درباره اهمیت انتخاب نام درست مطلع کنیم.

دعا

 

یک کشتی مسافربری گرفتارتوفان گردید و غرق شد  . تنها دو مرد از آن کشتی جان سالم بدر برده و با رنج و تقلای زیادی خود را به جزیره ای کوچک و متروک رساندند . بعد از چند ساعت که حالشان کمی بهتر شد ، شروع به جستجو پیرامون خود پرداخته  و بزودی دریافتند که برای ادامه زندگی و یا نجات از آن وضع فلاکت بار ، تنها چاره ای که دارند ، دعاست
 
جزیره بسیار کوچک بود و تنها قسمت کمی از آن سرسبز بود و باقی آنرا زمینی خشک و بایر فراگرفته بود .  مسافر اول به دومین مرد نجات یافته پیشنهادی داد بدین منوال که با هم اقدام به  دعا نموده و در صورت اجابت دعای هر یک از آنها ، او حاکم  جزیره شده و میتواند آنرا به دلخواه خود بین دو نفر تقسیم کند ، چرا که معلوم خواهد شد ارج و قرب وی نزد خدا بیشتر از دیگری خواهد بود
 
هر دو موافقت کرده و شروع به دعا نمودند و اولین چیزی را که خواستند ، غذا بود .  فردای همانروزکه  شروع به جستجو در جزیره کردند  و در همین اثنا  مسافر اولی که پیشنهاد  را داده بود ، درختی کوچک  را یافت که دارای میوه های نسبتا خوبی بود.
 
او با شادی فریاد زد که : " خدا دعای مرا اجابت نموده است و من میتوانم این جزیره را مطابق میل خود تقسیم میکنم . "  بنابراین  قسمت سرسبز جزیره را که درخت میوه  نیز آنجا قرار داشت به خود اختصاص داده تا هر زمان که گرسنه شد از آن تناول نماید و قسمت خالی و خشک جزیره را به مسافر دوم بخشید . همچنین  جیره غذائی بسیارمختصری برای مسافر دیگر جزیره تعیین کرد.
 
یک هفته بر همین منوال گذشت .  مسافر اول ، اینبار که بشدت احساس تنهائی میکرد ، دست به دعا برداشت و تصمیم گرفت از خدا تقاضای یک همسر نماید .  از قضا ، فردای همانروز کشتی دیگری در آن حوالی غرق شد و یک زن شنا کنان خود را به جزیره و درست به  قسمتی که -  متعلق به مسافر اول بود - رساند و طرف دیگر همچنان خالی بود.
 
بزودی مسافر اول دریافت که برای خود و همسرش ، سرپناه ، پوشاک و غذای بیشتری نیاز خواهد داشت ، لذا مجددا اقدام به دعا نمود و با تعجب دید که فردای همانروز تمامی درخواستهای او اجابت گردید  و هر آنچه خواسته بود به یکباره فراهم شده است . این درحالی بود که طرف دیگر جزیره همچنان خالی مانده بود.
 
سرانجام مسافر اول از زندگی کردن در آن جزیره آنچنان خسته شد که دست به دعا برداشت و طلب نجات از آن جزیره متروک را نمود . بازهم دعایش مستجاب شد و درست فردای همانروز با تعجب دید که یک کشتی در نزدیکی ساحل جزیره و درست در کناره قسمتی که به  وی متعلق بود ،  لنگر انداخته است.
 
او بلافاصله دست همسرش را گرفته و همچنانکه کشتی  داخل میشد به مسافر دوم که بیحال در گوشه جزیره افتاده و به خواب عمیقی فرو رفته بود ، توجهی نکرد  و پیش خود گفت : "  اگر این شخص پیش خدا ارزشی داشت حداقل یکی از دعاهای او نیز برآورده میشد  . "  بنابراین او را به حال خود گذاشته و سوار بر کشتی شد.
 
درست در لحظه ای که کشتی داشت جزیره را ترک میکرد ، ندایی آسمانی بگوشش رسید که :

 " چرا شریک خودت  را در اینجا تنها میگذاری ؟ ! ".


مسافر اول پاسخ داد : " شریکم ؟ .... او که همراهمه  .  "  منظورش ،  خانمش بود.
 
در همین فکر بود که آن صدای آسمانی دوباره و با لحنی سرزنش آمیز او را خطاب کرد و گفت : " منظورم رفیقته که در جزیره تنهایش گذاشتی ، او تنها کسی بود که دعایش اجابت شد ! ".
 
مسافر اول که بشدت متعجب شده بود ،  از کشتی پیاده شده و به شتاب نزد رفیقش رفت و او را از خواب بیدار کرد و گفت : " ببینم مگر تو چه دعائی میخواندی که حالا بایستی من بدهکارت بشم ؟ ".
 
رفیق او با بیحالی و در حالی که چشمانش را بزحمت میتوانست بگشاید  با صدای ضعیفی گفت : " من فقط یک جمله دعا  میکردم و آن این بود که  خدایا تمامی خواستهای دوستم را استجابت کن ".


 
نعمتهایی که به ما ارزانی شده ، تنها نتیجه دعاهایمان نیستند
بلکه مرهون دعاهای دیگران نیزهستند.
 

نام شما چندمین نام معروف در دنیاست

کسب اطلاعات بیشتر درباره نام می تونه سرگرمی جالبی باشه ، شاید شما هم دوست داشته باشید بدونید که اسمتون چندمین اسم معروف در دنیاست ، چه نسبتی از مردم دنیا با شما هم اسم هستند ، شکل اسمتون با حروف بریل ، کد مورس و زبان بارکد به چه صورت است و یا اینکه بدانید آیا اسم شما به عنوان نام معروف تره یا نام خانوادگی ! همه این ها را می توانید در سایت pokemyname.com و با زدن اسم خود در کادری که در صفحه اول آن مشخص هست با خبر شوید ، برای ورود به این سایت اینجا را کلیک کنید
 



 
یکی از عوامل تاثیرگذار در تفسیر شخصیتی افراد ، نام تعیین شده برای فرد می باشد.نام هر فرد در هنگام تولد نشان دهنده شخصیت و  خصوصیات و خصلت های فردی، چگونگی و میزان حساسیت فرد مورد نظر در رابطه با جذب افراد و اتفاقاتی که در طول مسیر زندگی ممکن است برای او اتفاق بیافتد، می باشد
 
تفسیر نام در علم اعداد

www.PersianMetaPh.com

نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش

 او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد.

 به او بگویید، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود. به او بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست.

می دانم که وقت می گیرد اما به او بیامورزید که اگر با کار و زحمت خویش یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین 5 دلار بیابد.

به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد.

 از پیروز شدن لذت ببرد.

 او را از غبطه خوردن بر حذر دارید.

به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید. اگر می توانید به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید.به او بگویید تعمق کند. به پرندگان در حال پرواز در آسمان دقیق شود. به گلهای درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز می کنند دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد.

به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردنکشها، گردنکش باشد.

به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند. به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند. ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید.

 اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند.به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد. به او بیاموزید که  می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد. در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که او شجاع باشد. به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.

 توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید، پسرم کودک کم سن و سال خوبی است.

درس بزرگ

گراسپر شخصیت مهم داستان با تعداد زیادی خرچنگ دیگر، نزدیك صخره‌ها زندگی می‌كردند. آنها روزها را با پیدا كردن غذا در زباله‌ها می‌گذراندند و نزدیك خانه می‌ماندند. یك روز اتفاق شگفت‌انگیزی برای گراسپر افتاد.

او احساس عجیبی داشت و دیگر درون پوسته‌ای جا نمی‌گرفت. ناگهان همه چیز تغییر كرد، گراسپر متوجه شد كه پوسته‌اش چند تكه شده و به جای آن كه روی بدنش قرار داشته باشد، كنارش افتاده است. او با دیدن پوستة خود كه نقش و نگار همه اجزای بدنش، یعنی دست‌ها، پاها، چشم‌‌ها و قسمت‌های دیگر روی آن افتاده بود، دچار شگفتی شد.

طولی نكشید كه بقیة خرچنگ‌ها دورش حلقه زدند و گفتند كه پوست‌اندازی كرده و به این دلیل پوسته‌اش جدا شده است. آنها به گراسپر گوشزد كردند كه اگر بیشتر مراقب نباشد، اتفاق بد و عجیبی برایش روی خواهد داد. خرچنگ‌های دیگر گفتند این دوره تا وقتی كه پوسته جدیدش تشكیل شود، خیلی خطرناك است و به او تذكر دادند به افكاری كه به ذهنش می‌رسد، گوش ندهد. آنها توضیح دادند كه حتی ممكن است او بخواهد جاهایی را كه تا به حال ندیده است، كشف كند یا آن طرف صخره‌ای را  كه كنارش زندگی می‌كنند، ببیند.

گراسپر حرف‌هایی را كه دوستانش به او گفتند شنید اما به جای عمل كردن به آن از اشتیاق خود برای كشف دنیایی ورای آنچه می‌شناخت، پیروی نمود. او بر اساس احساسات خود به پشت صخره محل زندگی‌اش یعنی جایی كه همة عمرش در امنیت و آرامش گذرانده بود ، خزید و جان خودش را با رفتن به جاهای ناشناخته به خطر انداخت.

 هنگام سفر او دوستانش فریاد زدند: « گراسپر، بایست! نرو! آنجا امن نیست.» وقتی گراسپر به نوك صخره رسید ، آنچه را می دید باور نمیكرد. آنجا وسیع و زیبا بود و در آن ماهی‌های بزرگ و رنگارنگ و غذای فراوانی برای خوردن وجود داشت. منظره‌ای سحرآمیز و متفاوت باهمه آنچه تا كنون دیده بود، او از پشت صخره بیرون رفت و با یك خرچنگ غول آسا رو به رو شد. او بزرگ ترین خرچنگی بود كه گراسپر در همه عمرش دیده بود. وقتی گراسپر از خرچنگ عظیم پرسید كه چه طور این قدر بزرگ شده است، او جواب داد كه اگر گراسپر هم به رشد كردن و پوست انداختن ادامه دهد، روزی به همان بزرگی خواهد شد. اما خرچنگ كوچك نمی‌توانست این حرفها را باور كند، چون همه خرچنگهایی كه می‌شناخت به اندازه خودش بودند.

خرچنگ بزرگ به او توضیح داد كه یك خرچنگ فقط به اندازه دنیایی كه در آن زندگی می‌كند، رشد می‌كند و به اندازه قلب درون سینه‌اش بزرگ می شود. او گفت : « تو باید برای زندگی كردن در یك دنیای بزرگ، قلب بزرگی داشته باشی !»

گراسپر گیج و حیران شده بود، چون به او یاد داده بودند برای ایمن بودن در دنیا باید پوسته و قلبی سخت و سنگی داشته باشد. اما حالا می دید كه اگر بخواهد به همه استعدادهای درونی خود برسد و به اندازه‌ای رشد كند كه به یك خرچنگ بزرگ تبدیل شود، باید افق دیدش را گسترش بدهد. گراسپر می‌خواست اجازه دهد كه قلبش نرم شود، چون یك قلب سخت و سنگی هرگز نمی‌توانست رشد كند.

اكنون او با بزرگ ترین تصمیم زندگی خود رو به رو شده بود. گذشته اش به او می‌گفت كه اگر قلبش سخت باشد و به دنیای محدود خود در پشت صخره و به جمع كوچك دوستانش باز گردد امنیت بیشتری خواهد داشت، اما دوره پوست‌اندازی، افكار خرچنگ را عوض كرده بود.

او دیگر نمی‌خواست فقط زنده بماند، بلكه می خواست از دنیای كوچك زندگی گذشته خود رها شود در اقیانوس پهناور شناورگردد و ببیند كه در آنجا چه چیزهایی نهفته است.

ما نیز مانند گراسپر وقتی پوست‌اندازی می‌كنیم از خود می‌پرسیم، كه هستیم، به كجا تعلق داریم و توانایی حقیقی‌مان كدام است. ما طی دوره های دردهای شدید عاطفی، پیرامون خودمان پوسته ای به وجود می‌آوریم و هویت پیشین خود را ذوب می كنیم. با این وجود فقط در عمق همین ضعف و ناتوانی‌ست كه به روشنی و رهایی گام نهادن به ورای پوسته محدود و قدیمی خود دست می یابیم و در بارة آن كه می‌خواهیم زندگی خود را چگونه زندگی كنیم، تصمیم جدید می‌گیریم. انتخاب با ماست؛ می‌توانیم همچنان در دنیای كوچك و آكنده از سرزنش كردن دیگران، قربانی شدن، احساسات مسموم و جدایی زندگی كنیم یا آن كه به دنیای نوین سرشار از پذیرش، ارتباط، مسئولیت  آرامش روحی و فكری گام بگذاریم. برای زندگی در این دنیای جدید باید زره محافظ و سخت قلب خود را تسلیم كنیم.

اگر چه وانهادن و خطر كردن هراس انگیز است، اما حتی اگر شما تلاش كنید و شكست بخورید سرانجام، زندگی كامل و سرشاری داشته‌اید. اگر شما به درد حاصل از یك رابطة پایان یافته بچسبید، بخشی از وجودتان می‌میرد و كم كم تمامی عصارة وجود تان كه منشای بقا و شور زندگی‌ست، خشك خواهد شد.

 احساس درد، ندای هشدار دهندة بیداری معنوی شماست كه نشان می‌دهد هنوز اقیانوس‌هایی وجود دارند كه كشف نشده اند. به ورای دنیایی كه می‌شناسید،گام بگذارید و به اوج قله‌هایی برسید كه هرگز تصور رسیدن به آنها را نمی‌كردید. به جاهایی بروید كه فراتر از مرزهایی مقرر شماست.

در این هنگام است كه از پوستة گذشته خودتان خارج می‌شوید و به امكانات غنی آینده خود گام می‌گذارید. خدا آرزوهایی را كه نمی‌توانیم به آنها برسیم ، به ما عطا نمی‌كند.

 اگر میخواهید كار مهمی در زندگی خود انجام دهید، هم‌اكنون زمان آغاز كردن است. به خودتان اعتماد كنید! به انسان‌هایی كه به آنها غبطه می‌خورید، توجه كنید و از خودتان بپرسید: « آنها چه چیزی دارند كه من هم می‌خواهم داشته باشم؟ آنها چه كار می‌كنند كه من هم دوست دارم انجام بدهم؟».


  تغییر مسیر زندگی

خطر كردن هراس انگیز است، اما نه آن قدر كه بیست سال در جا بزنید. چند نفر را می شناسید كه گرفتار كاری یكنواخت با مردمی یكنواخت و روزهای یكنواخت هستند و مدام در این باره حرف می‌زنند كه یك خمرة طلا پیدا كنند؟ آدم های معمولی منتظر می‌مانند تا كسی خمره طلا را به آنها نشان دهد و انسان‌های فوق العاده به كند و كار می‌پردازند و طلا را از آن خود می‌كنند


 افراد فوق‌العاده خود را پاسخ‌گوی انتخاب‌ ها، كارها و اهدافشان می‌دانند. اما منتظر روز به خصوصی نیستند، چرا كه روز موعود، ‌همین امروز است.

انسانها برای دوست داشتن هستند

 

مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود. ناگهان پسر 4 ساله اش سنگی برداشت و با آن چند خط روی بدنه ماشین کشید. مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای که در دستش داشت، این کار را می کرد!


 در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را از دست داد. وقتی پسرک پدرش را دید، با نگاهی دردناک پرسید: کی انگشتانم دوباره رشد می کنند؟!


مرد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی بر زبان نیاورد.. او به سمت ماشینش برگشت و از روی عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که از کرده خود بسیار ناراحت و پشیمان بود، جلوی ماشین نشست و به خط هایی که پسرش کشیده بود نگاه کرد.

پسرش نوشته بود: دوستت دارم بابایی


روز بعد آن مرد خودکشی کرد! 


عصبانیت و دوست داشتن هیچ حد و حدودی ندارند. دومی را انتخاب کنید تا یک زندگی زیبا و دوست داشتنی داشته باشید. این را نیز به یاد داشته باشید که:

وسایل برای استفاده کردن هستند و انسانها برای دوست داشتن. اما مشکل جهان امروز این است که انسانها مورد استفاده واقع می شوند و به وسایل عشق ورزیده می شود.


بیایید همواره این گفته را به یاد داشته باشیم:

وسایل برای استفاده کردن هستند.

انسانها برای دوست داشتن هستند.



مراقب افکارتان باشید، آنها به کلمات تبدیل می شوند.

 مراقب کلماتی که به زبان می آورید، باشید، آنها به رفتار تبدیل می شوند.

مراقب رفتارتان باشید، آنها به عادت ها تبدیل می شوند.. 

 مراقب عادت هایتان باشید، آنها شخصیت شمار را شکل می دهند. 

 مراقب شخصیت تان باشید، چون سرنوشت شما را می سازد.

تفسیر تطابق

تفسیر تطابق به شما می گوید که میزان مطابقت و سازگاری شمل با نفر مقابل  از نظر رفتاری و شخصیتی چه میزان است  و چه می توانید انجام دهید تا ارتباطی درست و بی عیب نقص ایجاد کنید. بعبارت دیگر، تفسیر تطابق، محدوده هماهنگی و همراهی دو نفر را بیان می کند و اینکه چه باید کرد تا مطابقت تمام عیار و با حد اقل مشکلات رفتاری و تنش های ارتباطی در ارتباط با نفر مقابل صورت گیرد

 

تفسیر پایه تطابق اشخاص (رایگان)

 

 

  • تعداد کل صفحات : 10 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...